یه وقتایی هست که دلم میخواد توی بغل یکی جا خشک کنم و یه دل سیر گریه کنم. میخوام گریه کنم و هرچی که تو دلم هست رو بهش بگم. فقط میخوام یکی من رو در آغوش بگیره و باهام حرف بزنه و بزاره یکم باهاش درد و دل کنم.

احساس بدی داره که آدم چنین چیزی رو بخواد و چنین حسی داشته باشه اما مجبور بشه بره داخل دستشویی و گریه کنه تا کسی اشک هاش رو نبینه با این که از ته قلبش میخواد یکی متوجه حالش بشه و یکم دل داریش بده و باهاش راجب ناراحتیش حرف بزنه.

این شرایط رو...

من امشب دارم

کاش یکی بود که بتونم باهاش در مورد ناراحتیم حرف بزنم...